شنبه 14 آبان ماه سال 1390 ساعت 23:03

درج در ادامه مطلب
صدایت می کنم امشب مرا از عمق دل بنگر
جوابم ده تو نجوا کن شود حالم از این بهتر
صدایت می کنم بشنو که من بی تو نمی مانم
بیا یارم تو خورشیدی که بی تو رنگ شب خوانم
صدایت می کنم برگرد که تنها تو شدی یارم
بیا ای عشق نا فرجام به تو مدیون بد هکارم
صدایت می کنم شاید شوی یک لحظه مهمانم
در آن لحظه تو را گویم چه اندازه پریشانم
صدایت می کنم اما چرا چیزی نمی گویی
از این قلب پر از حسرت چرا مهرم نمی جویی
صدایت می کنم باز آ برس امشب به داد من
تمام خواستنی ها را تو از بر کن به یاد من
صدایت می کنم از دل تو هم امشب صدایم کن
تو مغروری غرورت را فقط امشب فدایم کن 




