چهارشنبه 23 آذر ماه سال 1390 ساعت 13:18

درج در ادامه مطلب
نگار من رفتی تو از کناره من
وای از منو این دل بی قراره من
رحمی کن ای خدا به روزگاره من
دل ناگرونم که زیادت برم
نمیره این غصه دیگه از سرم
یادم بمون ای مهروبون یوقت نشی نامهربون
شبا که تنهام توی راهی
محو نگاه اون ستاره هایی
یادت باشه که یاری یه گوشه ای نشسته تو تنهایی
حرفات همش حرف از دوست دارم بود
چشات میگفت دلت گرفتارم بود
یادم بمون یوقت نرم ز یادت
یادت باشه یادت باشه کی بود که هی عشقو نشون میداد بت
شبا که تنهام توی راهی
محو نگاه اون ستاره هایی
یادت باشه که یارت یه گوشه ای نشسته تو تنهایی
دل ناگرونم که زیادت برم
نمیره این غصه دیگه از سرم
یادم بمون ای مهربون یوقت نشی نامهربون




